الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

203

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

9 - در اين مورد نيز لفظ ترجيع ، استعارهء تبعى باشد ولى به اين معنا كه صدا را به گونه‌اى بلند كند كه در دل تأثير نمايد . زيرا ترجيع غالبا مستلزم چنين تأثيرى است كه تحقيق درمورد آن قبلا گذشت و حديث قبلى نيز گواه بر اين مطلب است و ترديدى نيست كه بايد ترجيع ، بر بعضى از امورى كه به انجام آن فرمان داده شده حمل شود نه بر معنايى كه از آن نهى گرديده است . 10 - لفظ ترجيع مخصوص ترجيعى باشد كه به حدّ و مرز غنا نرسد . يعنى شادىآور و نشاطانگيز نباشد ، در اين صورت غنا بر آن صدق نمىكند و رواياتى كه در تحريم غنا وارد شده با اين مورد منافاتى ندارد هرچند اين معنا به واقع نزديك‌تر است . ولى جمعى از فقها ، غنا را به كشيدن صداى مشتمل بر ترجيع ( آواز ) تعريف كرده‌اند . هرچند نشاطانگيز نباشد و برخى از آنان اظهار داشته‌اند كه بين ترجيع و شادى و نشاط ملازمه است . گرچه به اين نظريه اشكال وارد است ، ولى موافق با احتياط است . درنتيجه هركجا ترجيع و جنبهء شادى و نشاط با يكديگر جمع شوند ، به اتفاق همه غنا تحقّق خواهد يافت . 11 - مقصود از ترجيع صدا ، گرداندن صدا از مخرج حرفى به مخرج حرف ديگر يعنى اداى حروف ، از مخارج حقيقى خود بىآن‌كه اداى هريك مشابه اداى ديگرى باشد صورت گيرد و نتيجهء ترجيع ، آن است كه حروف به هنگام تلفّظ به‌طور كامل ادا شود كه اين كار سبب زيبايى صدا و گردش آن از حالتى به حالت ديگر و از مخرجى به مخرج ديگر خواهد شد . بدين ترتيب ، غنا و ترجيع مورد بحث ، تحقّق نخواهد يافت . بنابراين ، اين مورد با اندك تفاوتى ، به‌معناى مورد هشتم نزديك است . 12 - منظور از ترجيع صدا به تلاوت قرآن ، بازداشتن فرد از خواندن شعر و ديگر اقسام غنا و آواز و مشغول ساختن وى به تلاوت قرآن باشد كه در اين صورت اشتغال به قرائت قرآن و رجوع از غير قرآن به قرآن ، به‌شمار مىآيد . زيرا كسانى كه از صداى خوش برخوردارند ، غالبا آن را در مسير غنا و آواز به كار مىگيرند . ازاين‌رو ، امام عليه السّلام به شخص سؤال‌كننده فرمان داده بىآن‌كه جنبهء غنا داشته باشد از خواندن آواز ، به قرائت قرآن رو آورد . پس بازگشت به‌معناى رجوع دارد و آن‌جا كه امام عليه السّلام فرمود : « و يرجّع به ترجيعا » نيز همين‌گونه تفسير مىشود و مرجع ضمير در « به » قرآن است . بنابراين ، معنا اين‌گونه مىشود كه : خداوند آواى خوشى كه صاحب آن را از محرّمات